در دنیایی که خطوط و رنگها با نیروی جادویی انیمیشن، جان پیدا کردهاند، دو ساعت گم شوید تا وقتی دوباره خودتان را با گوشت و پوست واقعی در میان دیوارهایی از آهن و گچ پیدا میکنید، حالتان بهتر باشد.
میخواهیم شما را با خود به دل جهان انیمیشن حال خوب کن ببریم؛ جهانی که در آن خانهها با بادکنک پرواز میکنند، قلعهای راه میرود، اسباببازیها برای نجات همدیگر جاننثاری میکنند و یک ربات با چشمانی مهربان در سیارهی خالیازسکنهی زمین، برای بازگشت انسانها مبارزه میکند.
با ما در این ماجراجویی شگفتانگیز همراه باشید. اگر انیمیشنها را ندیدهاید، پیشنهاد میکنیم خلاصهی داستانها را نخوانید تا تجربهی غافلگیرکننده و بینظیر تماشای اول این آثار را از دست ندهید.
در ادامه دربارهی ۲۱ تا از بهترین انیمیشن های حال خوب کن میخوانیم.
پینوشت: منظور از امتیاز، امتیاز فیلمها در سایت IMDB است.
برای تماشای آنلاین و دانلود انیمیشن از لیست سایتهای کاربردی و ضروری در زمان قطعی اینترنت استفاده کنید.
بهترین انیمیشنهای دنج و آرامشبخش
آرامش مطلق و حس خوب میخواهید؟ این انیمیشنها همان حالوهوا را برایتان میسازند.
۱. My Neighbor Totoro
- سال اکران: ۱۹۸۸
- امتیاز: ۸/۱
- طول فیلم: ۸۶ دقیقه
- ژانر: فانتزی، خانوادگی
- محصول کشور: ژاپن

خلاصهی داستان: دو خواهر همراه پدرشان به یک خانهی قدیمی روستایی نقلمکان میکنند تا به بیمارستانی که مادرشان در آن بستری شده، نزدیکتر باشند. خواهرها در محیط جدید با ارواح بیآزار جنگل آشنا میشوند که از میان آنها «توتورو» روح غولپیکر دوستداشتنی، از همه معروفتر است.
انیمیشن توتورو محصول استودیو جیبلی آنقدر محبوبیت جهانی پیدا کرد که نیمرخ شخصیت توتورو بهعنوان لوگوی استودیو استفاده شد. توتورو که ظاهر آن ترکیبی از جغد، گربه و خرس است، با وجود غولپیکربودن وحشتناک نیست؛ بلکه حس مهربانی و امنیت را با عظمت و قدرت طبیعت منتقل میکند.
همسایهی من توتورو بهسبک انیمیشن دوبعدی ساخته و تماما با دست کشیده شده است. طبیعت پسزمینهی فیلم شامل درختان، جنگل، ابرهاو شالیزارها با نقشهای زیبای آبرنگی به تصویر درآمده است.
این انیمه یکی از بهترین فیلم های حال خوب کن است؛ چون داستان آن هیچ شخصیت شرور یا گره داستانی خشنی ندارد. داستان تعارض دو کودک را با یک درگیری درونی یعنی ازدستدادن مادر نشان میدهد. کودکان برای مقابله با این ترس و حفظ امنیت روانیشان دست به دامن تخیل میبرند.
اگر این انیمیشن حال خوب کن را هنوز ندیدهاید، به شما تبریک میگویم؛ چون میتوانید لذت برای بار اول دیدن آن را تجربه کنید.
۲. Paddington 2
- سال اکران: ۲۰۱۷
- امتیاز: ۷/۸
- طول فیلم: ۱۰۳ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: بریتانیا و فرانسه

خلاصهی داستان: پدینگتون، خرس دوستداشتنی، مودب و خوشقلب که از جنگلهای پرو به لندن آمده، حالا عضوی از خانوادهی براون است. کتاب برجستهای که او میخواهد بهعنوان هدیهی تولد ۱۰۰ سالگی عمه لوسی هدیه دهد، دزدیده میشود و دردسرهای زیادی برای پدینگتون پیش میآید.
قسمت دوم انیمیشن پدینگتون یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینماست و برای مدتی طولانی در سایت Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰درصد را داشت.
فیلم پدینگتون انیمیشن خالص نیست؛ بلکه بهطور بینقصی با تکنیک CGI با لایواکشن و بازیگران واقعی ترکیب شده است. در قسمت دوم قسمتی وجود دارد که پدینگتون کتاب برجسته را باز میکند و تخیلات او را بهصورت انیمیشن دوبعدی برشکاغذی میبینیم. ترکیب ظریف و هنرمندانهی سبکهای مختلف در یک انیمیشن، آن را بسیار چشمنواز کرده است.
فضای انیمیشن پدینگتون رنگارنگ، پر از جزئیات و شبیه به کتابداستانهای کودکانه است. بخشی از قسمت دوم در زندان میگذرد و آنجا فضای پاستلی، صورتی و بسیار دوستداشتنی دارد. پدینگتون انیمیشنی سرشار از کمدی و شوخیهای فیزیکی دیدنی است که میتواند ساعات خوشی را برای شما و خانوادهتان رقم بزند.
این قسمت هم مثل قسمت قبل حول یک جمله عمهلوسی شکل گرفته: «اگر به دنبال خوبی در آدمها باشی، آن را پیدا میکنی» و پدینگتون درستبودن آن را ثابت میکند. خوبی و مهربانی پدینگتون نکتهی اصلی آن است. وقتی محله از آن محروم میشود، شادی و سلامت روان از محله میرود.
۳. Ponyo
- سال اکران: ۲۰۰۸
- امتیاز: ۷.۶
- طول فیلم: ۱۰۱ دقیقه
- ژانر: فانتزی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: ژاپن

خلاصهی داستان: ماهی کوچکی از دست پدر جادوگرش، از اعماق اقیانوس فرار میکند؛ ولی درون یک شیشهی مربا گیر میکند و به ساحل میافتد. پسربچهای او را نجات میدهد. پیوند عمیقی بین این دو شکل میگیرد که پایهریز باقی ماجراهاست.
این انیمیشن همانطور که از خلاصهی داستان آن پیداست، اثری لطیف، خالصانه و رنگارنگ است که حس نوشیدنی چایی گرم در روزی بارانی را القا میکند.
این انیمیشن یکی از آثار جیبلی است که تمام ۱۷۰هزار فریم آن با دست کشیده شده است. پونیو سرشار از رنگهای زنده و روشن و شاد است. آب و امواج دریا در این انیمیشن مثل موجودی دارای شعور است که حرکت و پویایی دیوانهواری دارد.
داستان پونیو اقتباسی از «پری دریایی کوچولو» اثر هانس کریستین آندرسن است که تمام قسمتهای تاریک و تلخ آن حذف شده و روایتی شاد و معصومانه از خلق شده است. در این داستان طبیعت و محیط زیست بسیار محترم است. داستان پیامدهای دستکاری در طبیعت را بهطور نامحسوس نمایش میدهد.
انیمیشن پونیو همانطور که عشق ناب و پذیرش کودکانه را بین پونیو و پسربچه نشان میدهد، استقلال کودکان و اعتماد کامل بزرگترها به آنها را که سنتی ژاپنی است، هم به تصویر کشیده است.
۴. Klaus
- سال اکران: ۲۰۱۹
- امتیاز: ۸.۲
- طول فیلم: ۹۷ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: اسپانیا و آمریکا

خلاصهی داستان: جسپر، پسر رئیس کل پست، تنبل و نازپرورده است. پدرش برای مسئولیتپذیرکردنش، او را به شهری قطبی میفرستد و شرط میگذارد که اگر در یک سال، ۶۰۰۰ نامه جابجا کند، میتواند برگردد؛ ولی مردم این شهر دو قبیلهی دشمن یکدیگر هستند و حتی با هم حرف هم نمیزنند. جسپر یک راهحل به ذهنش میرسد: اگر بچههای شهر به نجار پیر شهر بهنام کلاوس، نامه بنویسند و او در عوض برایشان اسباببازی بفرستد، میتواند به عددی که پدرش تعیین کرده، برسد. فکر میکنید ممکن است کار جسپر، ریشهی افسانهی بابانوئل (سانتا کلاوس) باشد؟
اگر این بلاگ را در ماه آذر و دی میخوانید، پیشنهاد میکنیم انیمیشن کلاوس را برای دیدن انتخاب کنید؛ چون یکی از بهترین انیمیشن های حال خوب کن کریسمسی است.
کلاوس بهسبک سنتی یعنی انیمیشن دستی دوبعدی کشیده شده؛ ولی استفاده از تکنولوژی نورپردازی جدید و هوشمندانهای بهنام «Volumetric Lighting» باعث شده حجم و سایههای واقعگرایانه پیدا کند و در نگاه اول انیمیشن سهبعدی به نظر بیاید.
در ابتدا، فضای انیمیشن تیره، سرد و خاکستری و زاویهدار است تا دشمنی و کینهی بین مردم را نشان دهد؛ ولی با شروع ارسال نامهها و اسباببازیها، رنگهای گرم طلایی، قرمز و نارنجی و فرمهای نرم جای آنها را میگیرند و همهچیز دلپذیرتر میشود.
این فیلم بهشکل خندهداری ریشههایی کاملا منطقی برای تمام جزئیات افسانهی بابانوئل مثل گوزنهای پرنده، پایینرفتن از دودکش و جورابهای آویزان پیدا میکند.
پیام فیلم در این جملهی کلاوس خلاصه میشود: «یک عمل از روی مهربانی و بدون چشمداشت، همیشه باعث مهربانی دیگری میشود.» جسپر خودخواه و تنبل ابتدای داستان بهمروری به شخصی تبدیل میشود که شادی کودکان از همهچیز برایش مهمتر است و این آغاز تغییر شهر است.
اگر میخواهید فیلم ببینید، از لیست بلاگ «بهترین فیلمهای حال خوب کن» یکی را انتخاب کنید.
انیمیشنهای کمدی و خندهدار
اگر میخواهید ساعتی را بخندید و لذت ببرید؛ بدون اینکه بخواهید به جنبههای مختلف داستان فکر کنید، انیمیشنهای زیر را ببینید.1001
۵. Shrek
- سال اکران: ۲۰۰۱
- امتیاز: ۷.۹
- طول فیلم: ۹۰ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، فانتزی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: یک روز تمام موجودات افسانهای و داستانهای پریان مثل پینوکیو و سفیدبرفی، به مرداب دنج و کثیف شرک رانده میشوند. شرک برای پسگرفتن انزوا و حریم خصوصیاش همراه دانکی سراغ فارکواد، پادشاه تبعیدکننده میروند. فارکواد یک شرط برای برآوردهکردن خواستهی شرک میگذارد که باعث ورود شخصیتهای جدید و تغییر مسیر داستان میشود.
شرک یکی از بهترین انیمیشن های دنیا است. این انیمیشن در سال ۲۰۰۱ استانداردهای جدیدی برای انیمیشن کامپیوتری تعریف کرد. تیم سازندهی شرک برای اینکه حرکاتی مثل گلولای مرداب یا شیر، شعلههای آتش و حرکت لباس روی بدن طبیعی به نظر برسد، نرمافزارهای جدید و اختصاصی طراحی کردند. حتی حالات صورت شخصیتها چنان ظریف و پر از جزئیات بود که احساسات و طنز چهرهها را بهخوبی منتقل میکرد.
موسیقی این انیمیشن هم نسبت به دیگر انیمیشنهای پرنسسی ساختارشکن بود. در شرکت بهجای آواز و آهنگهای ارکسترال، از موسیقیهای راک و پاپ زمان خود استفاده شده است.
داستان سریال هم دقیقا برعکس داستانهای پرنسسی است؛ شاهزادهی سوار بر اسب کوتولهای ظالم است، پرنسس با پرندهها آواز نمیخواند؛ بلکه آنها را میترکاند و هنرهای رزمی بلد است، قهرمان داستان غولی زشت و بدبو است و… .
پیام شرک در همین تفاوت نهفته است؛ ظاهر هیچ اهمیتی ندارد و نباید کسی را براساس آن قضاوت کرد. یکی از دیالوگهای معروف شرک این است: «غولها مثل پیاز هستند؛ لایه لایه دارند.» هیچکس را براساس لایهی رویی نباید سنجید.
شرک اولین برندهی جایزهی اسکار بهترین انیمیشن است که از سال ۲۰۰۱ به جوایز اسکار اضافه شد.
۶. Despicable Me
- سال اکران: ۲۰۱۰
- امتیاز: ۷.۶
- طول فیلم: ۹۵ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا و فرانسه

خلاصهی داستان: تبهکار حرفهای و رئیس مینیونها، گرو، متوجه میشود تبهکار جوانی با دزدیدن هرم بزرگ جیزه لقب «بزرگترین تبهکار دنیا» را تصاحب کرده است. او برای پسگرفتن اعتبارش تصمیم میگیرد دزدی بزرگتری انجام دهد. در این راه از ۳ دختربچهی یتیم را به فرزندی قبول میکند که باعث میشوند گرو در هدف خود مردد شود: بزرگترین تبهکار دنیا شود یا پدر ۳ دختربچه.
یکی از محبوبترین انیمیشنهای کمدی تاریخ «Despicable Me» است که شروری را به قهرمان تبدیل میکند و موجودات زردرنگ دوستداشتنی عاشق موز یعنی مینیونها را به جهان معرفی کرد.
کاراکترها و محیط این انیمیشن برخلاف آثار دیزنی و پیکسار نزدیک به واقعیت و باورپذیر نیست؛ بلکه همهچیز اغراقآمیز است؛ شانههای پهن و پاهای نازک گرو، وسایل نقلیهی عجیبوغریب و سلاحهایی شبیه به اسباببازی فضای انیمیشن را کمدیتر میکند.
شاید بهترین قسمت من نفرتانگیز مینیونها باشند؛ موجودات کپسولی شکل زردرنگ که عینک ایمنی میزنند و شلوارهای پیشبندی میپوشند و عاشق موز هستند. زبان مندرآوردی و بیمعنی آنها و رفتارهای خندهدارشان با اصلی کمدی فیزیکی فیلم را به دوش میکشد.
شخصیت اصلی فیلم یک شرور است که کارهای بدی میکند؛ مثلا با اشعهی یخی مسافران را منجمد میکند؛ ولی همین شرور در ادامه مجبور میشود برای دختربچهای قصهی قبل از خواب بخواند. دلیل رفتارهای گرو را هم میبینیم. در فلاشبکهایی از کودکی او مادر گرو را میبینیم که مدام او را تحقیر میکرده است. گرو با کارهای شرورانهاش میخواهد خود را اثبات کند.
این فیلم با داستان جذاب و بودجهی نسبتا کم (۶۹ میلیون دلار) فروش فوقالعادهی ۵۴۰ میلیون دلاری داشت و پایهگذار موفقیتهای بعدی استودیو ایلومینیشن شد. در ادامه چندین دنباله و اسپینآف برای این انیمیشن ساخته شد و مینیونها به یک پدیدهی فرهنگی جهانی تبدیل شد.
۷. Cars
- سال اکران: ۲۰۰۶
- امتیاز: ۷.۲
- طول فیلم: ۱۱۷ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، ورزشی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: ماشین مسابقهی جوان،سریع و مغرور بهنام مککوئین در راه شرکت در فینال مسابقات جام پیستون، از کامیون حمل خود بیرون میافتد و گم میشود. در نهایت مککوئین از شهر رادیاتور اسپرینگز در حاشیهی جادهی ۶۶ سر در میآورد. مککوئین جادهی شهر را خراب میکند؛ برای همین کلانتر او را محکوم میکند جاده را درست کند. توقف اجباری در این شهر باعث میشود با اهالی شهر آشنا شود و دیدگاهش دربارهی زندگی تغییر کند.
انیمیشن ماشینها استانداردهای گرافیکی انیمیشنها را در سال ۲۰۰۶ جابجا کرد. رنگ قرمز و براق بدنهی مککوئین که محیط روی آن بهطور دقیق منعکس میشد، انقلابی در تکنولوژی انیمیشنسازی آن زمان بود. تحول دیگر این انیمیشن این بود که چشمهای ماشینها بهجای شیشهی جلو روی چراغهای جلو قرار گرفته بود. این تغییر چهرهی انسانیتری به ماشینها بخشیده بود.
انیمیشن حال خوب کن ماشینها ادای دینی به فرهنگ ماشینبازی آمریکاییها و جادهی تاریخی شمارهی ۶۶ است و مسئلهای واقعی را نمایش میدهد؛ با ساختهشدن بزرگراههای بین ایالتی، شهرهای کوچک در حاشیهی جادههای قدیمی از رونق افتادهاند.
مککوئین هم نماد انسانهای پرسرعت و پرمشغلهی مدرن است که بهسوی موفقیت میشتابند؛ ولی زیباییهای زندگی را فراموش میکنند. پیام فیلم در این جمله خلاصه میشود: «زندگی سفر است نه مقصد».
راهنمای نصب هوش مصنوعی آفلاینانیمیشنهایی دربارهی عشق و دوستی
گاهی فقط انیمیشنی دربارهی عشق و دوستی حال آدم را خوب میکند. اگر هوس دیدن چنین انیمیشنهایی را کردهاید، موردهای زیر را پیشنهاد میکنیم:
۸. The Little Mermaid
- سال اکران: ۱۹۸۹
- امتیاز: ۷.۶
- طول فیلم: ۸۳ دقیقه
- ژانر: موزیکال، فانتزی، عاشقانه، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: آریل پری دریایی و دختر پادشاه تریتون است که برخلاف دستور پدرش عمل میکند و مخفیانه به سطح آب میرود و اشیای غرقشدهی انسانها را جمع میکند. یک شب آریل شاهزادهای انسانی میبیند و عاشق او میشود. آریل با جادوی جادوگری بهنام ارسولا انسان میشود و فقط در صورتی که بوسهی عشق واقعی را تا ۳ روز دریافت کند، میتواند همیشه انسان باشد؛ وگرنه دوباره پری دریایی و بردهی ابدی ارسولا میشود.
این انیمیشن بهعلت صحنههای زیادی که در آب اتفاق میافتاد، یکی از سختترین کارهای دیزنی بود. تیم بزرگ انیماتورهای پری دریایی حرکت نرم موهای آریل زیر آب، جریانهای اقیانوسی، شکست نور و بیشتر از یک میلیون حباب نقاشیشده با دست را طراحی کردند.
پری دریایی نجاتدهندهی دیزنی پس از یک دهه موفق نشدن انیمیشنها و خطر ورشکستگی بخش انیمیشن بود. پس از پری دریایی انیمیشنهای شاهکار و موفقی مثل شیرشاه و علاءالدین و دیو و دلبر ساخته شدند.
آریل با دیگر پرنسسهای دیزنی متفاوت بود؛ بهجای انتظار برای شاهزادهای که او را نجات دهد، قوانین را شکست، عاشق شد و برای عملیشدن خواستهاش ریسک کرد.
۹. Frozen
- سال اکران: ۲۰۱۳
- امتیاز: ۷.۴
- طول فیلم: ۱۰۲ دقیقه
- ژانر: موزیکال، فانتزی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: السا و آنا دو شاهزاده و خواهر هستند. السا قدرت جادویی خلق یخ و برف دارد؛ ولی نمیتواند آن را کنترل کند و به خواهرش آسیب میزند. پس از آن السا در انزوا بزرگ میشود تا یاد بگیرد قدرتش را کنترل کند. سالها بعد در روز تاجگذاری السا بهعنوان ملکه، دوباره کنترل احساساتش را از دست میدهد و ناخواسته کل پادشاهی را در یخ فرو میبرد. السا پس از آن به کوهستان فرار میکند و آنا برای پیداکردن آن میرود. در این مسیر دوستان تازهای پیدا میکند و اتفاقاتی میافتد.
در انیمیشن Frozen از نرمافزاری جدید استفاده شده تا فیزیک برف به شکل کاملا طبیعی شبیهسازی شود. طراحی لباس، قلعهها و طبیعت و حتی الگوهای گلدوزی لباسها از فرهنگ، طبیعت و معماری اسکاندیناوی بهویژه نروژ الهام گرفته است.
معروفترین صحنهی Frozen ساختهشدن قصر یخی با آهنگ Let it go است. این اثر قدرتمند اسکار بهترین ترانه اورجینال را گرفت و انیمیشن به یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل شد.
این فیلم کلیشههای دیزنی را به سخره میگیرد؛ عشق در نگاه اول، نجاتیافتن با بوسهی عشق واقعی و… . قدرت یخی السا و انزوای او هم استعارهای افسردگی و اضطراب اجتماعی است. خواندن آهنگ Let it go نمادی از پذیرش خود و رهایی از قضاوتهاست.
۱۰. Toy Story
- سال اکران: ۱۹۹۵
- امتیاز: ۸.۳
- طول فیلم: ۸۱ دقیقه
- ژانر: ماجراجویی، کمدی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: وقتی آدمها نیستند، اسباببازیها زنده میشوند. اسباببازیهای پسربچهای بهنام اندی با اکشن فیگور فضایی مدرن و پیشرفتهای روبرو میشوند که هدیهی تولد اندی است. وودی عروسک گاوچران و محبوب اندی به او حسادت میکند و با هم درگیر میشوند. در دعوای بین آنها هر دو از پنجره بیرون میافتند و گم میشوند. آنها برای نجات از دست همسایهها و برگشت پیش اندی مجبور میشوند اختلافاتشان را کنار بگذارند.
داستان اسباببازی اولین انیمیشن سهبعدی است که کاملا با کامپیوتر ساخته شد. در آن زمان هنوز گرافیک کامپیوتری پیچیده بود و ضعفهای زیادی داشت؛ مثلا موی انسان، پوست و حرکت پارچه بهشدت مصنوعی از آب درمیآمد؛ برای همین اسباببازیها پلاستیکی و چوبی انتخاب شدند.
داستان اسباببازی براساس کمدی دو رفیق متضاد است که با مفاهیم عمیق روانشناختی و احساسی ترکیب شده است. گاوچرانی سنتی در مقابل فضانوردی مدرن قرار میگیرد. فضانورد با بحرانی وجودی مواجه میشود و میفهمد فضانوردی واقعی نیست؛ بلکه یک عروسک پلاستیکی تولید انبوه است. در طول فیلم به این درک میرسد که اسباببازی یک کودک بودن و شادکردن او هدف ارزشمندتری از فضانوردی خیالی بودن است.
داستان اسباببازی به پرفروشترین فیلم سال خود و یکی از بهترین کارتون های جهان تبدیل شد، نامزد ۳ جایزهی اسکار شد و یک اسکار افتخاری گرفت. قسمتهای بعدی داستان اسباببازی آن را به یکی از محبوبترین سریهای تاریخ تبدیل کرد.
۱۱. WALL-E
- سال اکران: ۲۰۰۸
- امتیاز: ۸.۴
- طول فیلم: ۹۸ دقیقه
- ژانر: علمی-تخیلی، عاشقانه، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: در آیندهای دور که انسانها پس از تبدیل زمین به محلی غیر قابل سکونت به سفینهای در فضا رفتهاند، یک ربات زبالهجمعکن که ۷۰۰ سال روی زمین بهتنهایی زندگی کرده، دارای احساسات انسانی شده است. در همین زمان ربات پیشرفتهای بهنام ایو روی زمین میآید تا نشانههای حیات را پیدا کند. والای عاشق او میشود و همین مسیر زندگی او را تغییر میدهد.
تصاویر این فیلم حس فیلمهای علمیتخیلی کلاسیک در دههی ۷۰ میلادی مثل جنگ ستارگان را میدهد؛ تاری پسزمینه، لکههای نور روی لنز و لرزش دوربین این حس را منتقل میکنند.
نکتهی دیگر بصری فیلم تضاد شدید ۲ محیط اصلی فیلم است. در قسمتی که روی زمین میگذرد، رنگها گرم و خاکی و بافتها زنگزده و کثیف است. در قسمتی که در سفینه میگذرد، زیباییشناسی محصولات اپل حاکم است؛ محیطی استریل، کاملا تمیز، مینیمال، با رنگهای سرد و نورهای نئونی. طراحی ۲ کاراکتر والای و ایو هم به تناسب این ۲ محیط است.
اگر فیلم را برای بار اول ببینید، شاید متوجه نشوید که تا ۴۰ دقیقه هیچ دیالوگ معناداری ردوبدل نمیشود؛ ولی جذابیت فیلم شما را با خود میکشاند. انیماتورها با الهام از آثار چارلی چاپلین و باستر کیتون، توانستند پیچیدهترین احساسات، شوخیها و غم را با حالات چهره و زبان بدن و زاویهسر ربات نشان دهند.
درونمایهی این فیلم نقد شدید سرمایهداری افراطی، شرکتهای انحصارطلب، تخریب محیط زیست و از همه مهمتر وابستگی مطلق انسان به صفحه نمایش است. پارادوکس زیبای این فیلم این است که وقتی انسانها تمام روابط و احساسات انسانی را فراموش کردهاند، یک ربات عشق و فداکاری را تجربه میکند.
دوست دارید بازی کنید؟ از میان «بهترین بازی های آفلاین اندروید و Ios» انتخاب کنید. در این بلاگ لینک دانلود از فروشگاههای اپلیکیشن داخلی هم وجود دارد.
انیمیشنهای انگیزشی
بعضی انیمیشنها انگیزهی تسلیمنشدن و جنگیدن برای اهداف و رویاها را به ما میدهند. با تماشای این انیمیشنها هم حالتان خوب میشود، هم انگیزه پیدا میکنید. در ادامه بهترین انیمیشن های انگیزشی
را معرفی میکنیم.
۱۲. Ratatouille
- سال اکران: ۲۰۰۷
- امتیاز: ۸.۱
- طول فیلم: ۱۱۱ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: فرض کنید آشپزی که در رستوران غذای شما را آماده میکند، یک موش است؛ همان حیوانی که اگر در رستورانی پیدا شود، باید در آن تخته شود؛ ولی از قضا، غذاها بهشدت خوشمزه هستند! موش کوچکی بهنام رمی در پاریس همین کار را کرده است. او با قوهی بویایی و چشایی بسیار قوی رویای این را دارد که روزی به سرآشپزی بزرگ مثل سرآشپز افسانهای، آگوست گوستو تبدیل شود. در راه رسیدن به رویایش به یکی از آشپزهای دستوپاچلفتی رستوران گوستو بر میخورد و این دو با هم رستوران روبهافول گوستو را دوباره به اوج میرسانند.
قبل از دیدن این فیلم حتما پاستا یا رتتویی برای خودتان آماده کنید؛ چون احتمالا با تماشای آن هوس این غذاها را میکنید. انیمیشن حال خوب کن رتتویی داستانی الهامبخش و خوشمزه دارد که یکی از بهترین آثار شرکت پیکسار به شما میآید.
یکی از چالشهای ساخت این انیمیشن طراحی غذاها بهنحوی بود که برای تماشاگر واقعا اشتهاآور باشد. راهحل تیم سازنده این بود که انیماتورها در کلاس آشپزی پاریس شرکت کردند، غذاهای فرانسوی را پختند و فاسدشدن آنها را تماشا کردند تا تغییرات بافت و رنگشان را یاد بگیرند. حتی نحوهی دستگرفتن چاقو توسط آشپز، خردکردن مواد مختلف و سوختگیهای روی دست آشپزها را مطالعه کردند. این دلیل واقعیبودن آشپزی و غذاها و لذیذ بهنظررسیدن نانهای باگت، سوپ و رتتویی در این انیمیشن است.
پاریسی که در این فیلم میبینیم پاریس واقعی نیست؛ بلکه پاریس نوستالژیک است که خبری از ترافیک و شلوغیهای شهری مدرن در آن نیست. این پاریس با نورهای گرم و طلایی و سنگفرشهای خیس شکلی رویایی دارد که فقط توریستها و عاشقها شاهد آنند. زیبایی پاریس با تضاد رنگ و حسوحال فاضلابی که موشها در آن زندگی میکنند با فضای دنیای آدمها بیشتر به چشم میآید.
فیلم راتاتویی میخواهد یک پیام را برساند؛ همان جملهی سرآشپز معروف، آگوستو: «همه میتوانند آشپزی کنند.» البته نه به این معنا که همه میتوانند سرآشپز یا هنرمندی بزرگ باشند؛ بلکه این سرآشپز یا هنرمند بزرگ ممکن است از هر جایی ظهور کند.
پیام انگیزشی این فیلم در زندگی موش داستان، رمی است. او از فاضلاب به آشپزخانه میرود، تسلیم خانوادهای که مدام به او میگویند فقط یک موش است و باید مثل موشها زندگی کند، نمیشود و در نهایت کسی میشود که فراتر از طبیعت تعریفشدهی اوست.
۱۳. Kung Fu Panda
- سال اکران: ۲۰۰۸
- امتیاز: ۷.۶
- طول فیلم: ۹۲ دقیقه
- ژانر: اکشن، کمدی، ماجراجویی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: پاندایی چاق و دستوپاچلفتی که در رستوران پدرش کار میکند، بهشکلی غیرمنتظره بهعنوان جنگجوی اژدها انتخاب میشود. حالا باید استاد شیفو و ۵ شاگرد افسانهای او، پاندا را تحمل کنند. در همین شاگرد طردشدهی استاد شیفو برای انتقام از زندان فرار میکند و میخواهد طومار اژدها را بدزد و این اولین چالش پاندا بعد از انتخابشدن بهعنوان جنگجوی اژدهاست.
اگر کمدی را در کنار الهامبخشی میپسندید و به سینمای رزمی علاقه دارید، حتما تمام قسمتهای پاندای کونگفوکار را تماشا کنید.
قسمت اول پاندای کونگفوکار با رویای حماسی پو شروع میشود که بهصورت انیمیشن دوبعدی سنتی با سبکی شبیه به نقاشیهای کلاسیک چینی ساخته شده است. وقتی پاندا از آن رویا بیدار میشود، دنیا سهبعدی و واقعی است. این تضاد هوشمندانه در ادامهی فیلم در دنیای واقعی ادامه پیدا میکند: پاندایی چاق که کونگفوکار میشود.
برای طراحی صحنههای مبارزهی این انیمیشن، انیماتورها ساعتها فیلمهای رزمی کلاسیک چینی را تماشا کردهاند تا حرکات اکشن، زوایای دوربین در حین مبارزه طبیعی و سبک مبارزهی هر حیوان دقیقا براساس سبکهای واقعی کونگفو باشد.
در رنگهای فیلم از رنگهای سنتی فرهنگ چینی بهویژه طلایی، قرمز و سبز یشمی استفاده شده و مناظر فیلم از طراحی معابد و کوهستانها و طبیعت چین الهام گرفته شده و همین پاندای کونگفوکار را به نقاشی متحرکی از چین قدیم تبدیل کرده است.
پیام این فیلم در یک جمله خلاصه میشود: «هیچ عنصر پنهانی وجود ندارد.» این جمله هم درمورد سوپ پدر پو صدق میکند، هم طومار اژدها. رمز خاص بودن قدرتهای جادویی یا رازهای باستانی نیست؛ بلکه فقط باور این است که خاص هستید.
پو در ابتدا مدام در این فکر است که جایگاهش اشتباه است و به آنجا تعلق ندارد؛ ولی بهمحض اینکه دست از تلاش برای شبیهشدن به ببر یا استاد شیفو بر میدارد، رشد میکند. فیزیک بدنی پو که با کونگفوکار بودن در تضاد است، به نقطهی قوت او تبدیل میشود. ضربات تایلانگ روی چربیهای پو اثر ندارد و همین باعث میشود حریفان نتوانند او را شکست دهند.
شخصیت استاد اوگوی نماد فلسفهی ذن (جریان داشتن با هستی و پذیرش سرنوشت) است که در یکی از دیالوگهای معروف او مشخص میشود: «دیروز تاریخ است، فردا یک راز است؛ اما امروز هدیه است… به همین دلیل به آن زمان حال (Present بهمعنای حال و هدیه در انگلیسی) میگویند.»
۱۴. Zootopia
- سال اکران: ۲۰۱۶
- امتیاز: ۸.۰
- طول فیلم: ۱۰۸ دقیقه
- ژانر: کمدی، معمایی/جنایی (پلیسی)، ماجراجویی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: زوتوپیا دنیای خیالی و آرمانی حیوانات است؛ انسانها وجود ندارند و حیوانات شکارچی و طعمه در کمال صلح در کنار هم در شهری مدرن زندگی میکنند. یک خرگوش ایدئالگرا از مزرعهای روستایی بهنام جودی تصمیم میگیرد اولین پلیس خرگوش زوتوپیا شود؛ چون شعار این شهر این است: «در زوتوپیا هر کسی میتواند هر چیزی باشد.» رئیس جودی او را جدی نمیگیرد و کاری خستهکننده به او میدهد؛ ولی جودی با یک روباه کلاهبردار همدست میشود تا یک پروندهی پیچیده را حل کند. در جریان حل این پرونده متوجه خطری بزرگ برای شهر میشود.
انیمیشن زوتوپیا فقط یک کمدی بانمک دربارهی حیوانات نیست؛ بلکه پر از درسهای روانشناسی و جامعهشناسی است و یک اثر هنری شاهکار است.
چالشی که انیماتورهای زوتوپیا با آن مواجه بودند، طراحی شهری بود که همزمان یک موش کوچک و یک زرافه بتوانند در آن زندگی کنند؛ برای همین طراحی موشمحله با خانههای مینیاتوری و قطارهای چندسازه انجام شد.
طراحی مو و خز انواع حیوانات چالش دیگر این انیمیشن بود. دیزنی برای حل این مشکل یک نرمافزار جدید طراحی کرد و نتیجه این شد که در زوتوپیا شاهد صحنههایی هستیم که باد میان میلیونها تار موی جداگانه میپیچد و تکان میخورد.
نکتهی دیگر دربارهی این فیلم کاراکتر حیوانات است که همزمان که روی دو پا راه میروند و لباس پوشیدهاند، حرکات غریزی حیوانات حفظ شده است؛ مثلا روباه موقع استرس دماغش را تکان میدهد یا گوشهایش به صداهای دور واکنش نشان میدهد.
داستان زوتوپیا دربارهی پیشداوری و کلیشههای نژادی و اجتماعی است. این برچسبها روی سرنوشت افراد تاثیر میگذارد و باعث میشود به همان چیزی تبدیل شوند که جامعه از آنها انتظار دارد. کاراکترهای زوتوپیا برچسبهایی که جامعه به آنها زدهاند، کنار میزنند؛ مثلا اینکه روباهها غیرقابلاعتمادند یا خرگوشها احساساتی و ضعیفند.
۱۵. How to Train Your Dragon
- سال اکران: ۲۰۱۰
- امتیاز: ۸.۱
- طول فیلم: ۹۸ دقیقه
- ژانر: اکشن، ماجراجویی، فانتزی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: هیکاپ، نوجوان وایکینگ، برای اثبات خود به پدرش، اژدهایی خطرناک و سریع را که به خشم شب معروف است با دستگاهی که خودش ساخته، به دام میاندازد؛ ولی وقتی بنا به سنت قبیلهاش میخواهد آن را بکشد، نگاه وحشتزدهی اژدها مانع او میشود. هیکاپ اژدها را آزاد میکند؛ ولی دم او زخمی شده و نمیتواند پرواز کند؛ برای همین هیکاپ برای او دم مصنوعی میسازد. دوستی هیکاپ و اژدها باعث میشود او در باورها و سنتهای قبیلهاش شک کند: آیا اژدهایان واقعا خوی وحشی و شیطانی دارند و باید آنها را کشت؟
انیمیشن «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؟» اثری حماسی و خوشساخت است که همدلی را نمایش میدهد. صحنههای پرواز این انیمیشن هنوز هم شگفتآور است. در این صحنهها، فشار باد، نیروی جاذبه، شتاب و حس بیوزنی را میتوانید حس کنید. حرکات، رفتار و چهرهی اژدها که هیکاپ نام بیدندان را رویش گذاشته، ترکیبی از چند حیوان واقعی است؛ کنجکاوی و استقلال گربه، وفاداری و بازیگوشی سگ و وقار یک اسب. برای همین است که تماشاگر بهراحتی با این حیوان غیرمعمول ارتباط عاطفی پیدا میکند.
یکی از نقاط قوت انیمیشن «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؟» نورپردازی سینمایی و خیرهکنندهی آن است که حس فیلمهای حماسی را منتقل میکند؛ نورپردازی آتش در دل شب، بازتاب نور خورشید روی اقیانوس و سایههای دراماتیک فیلم را به شاهکاری بصری تبدیل کرده است.
پیام این انیمیشن در سنتشکنی است. همیشه باورهایی که قرنها در جامعه ریشه دواندهاند، درست نیستند؛ مثل اینکه وایکینگها هر چیزی را که نمیشناسند، نابود میکنند. در جامعهی وایکینگی ارزش مردان به زور بازو، خشونت و کشتار است؛ ولی هیکاپ آن را هم به چالش میکشد. او مشکلی را هیچ زور بازویی نتوانسته بود حل کند، با هوش، مهندسی و همدلی حل میکند.
مسئلهی دیگری که این انیمیشن حال خوب کن به آن میپردازد، نحوهی مواجهه با قطع عضو است که در انیمیشنهای کودکانه به آن پرداخته نشده است. بی دندان نیمی از دمش را از دست داده و هیکاپ پای چپش را از دست میدهد. این دو با وجود نقصهایشان، با تکیه بر یکدیگر، کامل میشوند.
۱۶. Luca
- سال اکران: ۲۰۲۱
- امتیاز: ۷.۴
- طول فیلم: ۹۵ دقیقه
- ژانر: کمدی، ماجراجویی، بلوغ، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: لوکا هیولای دریایی نوجوان و خجالتی است که در نزدیکی سواحل ایتالیا زندگی میکنند. مادرش او را از رفتن به خشکی و روبرو شدن با انسانها که به آنها هیولای خشکی میگویند، منع میکند. یک روز لوکا با هیولای دریایی دیگری آشنا میشود که در خشکی زندگی میکند و میفهمد هیولاهای دریایی وقتی پوستشان خشک میشود، کاملا شبیه به انسانها میشوند. دو هیولای دریایی کوچک تصمیم میگیرند یک موتور وسپا جور کنند و با آن به دور دنیا سفر کنند. این دو با دختری بهنام جولیا دوست میشوند و تصمیم میگیرند در مسابقهای شرکت کنند تا با پول جایزهی آن، موتور خود را بخرند؛ ولی باید هویت واقعیشان را پنهان کنند.
تماشای این انیمیشن مثل خوردن یک جلاتوی خنک در روزی گرم و تابستانی است. کارگردان فیلم تحت تاثیر آثار میازاکی بهخصوص پونیو از گرافیک واقعگرایانهی انیمیشنهای قبلی خود فاصله گرفت و سراغ طراحیهای نرم، گرد و آبرنگی رفت.
پالت رنگی لوکا بهخوبی حس نوستالژیک شهرهای ساحلی ایتالیا را منتقل میکنند؛ دریا به رنگ آبی لاجورد، دیواری زرد، نارنجی و آجری خانههای ایتالیایی و نور درخشان خورشید، همه یادآور یک ظهر تابستانی طولانی است.
کاراکتر لوکا در این داستان یاد میگیرد چطور با ترسهای درونیاش مبارزه کند؛ کافی است مانند آلبرتو با صدای بلند به خودش بگوید: «ساکت شو برونو» تا صدای بدبین و ترسوی درونیاش خاموش شود. این فیلم استعارهای از متفاوت بودن هم هست. شخصیتها هویت واقعی خود را از ترس قضاوت و طردشدن پنهان میکنند؛ ولی در نهایت میآموزند که چطور خود واقعیشان را شجاعانه نشان دهند.
داستان فیلم برخلاف حیلی از فیلمهای کودکانه که یا میخواهند دنیا را نجات دهند یا حول رابطهای عاشقانهاست، فقط دوستی خالصانه و عمیق را نشان میدهد.
روشهای گوش دادن و دانلود موسیقی در زمان قطعی اینترنتانیمیشنهای روانشناسی
گاهی تماشای انیمیشن دریچهای به دنیای درون، ذهن و روابط پیچیدهی خانوادگی باز میکنند. انیمیشنهای زیر جزو بهترین انیمیشن های روانشناسی هستند و شما را به سفری درونی میبرند:
۱۷. Up
- سال اکران: ۲۰۰۹
- امتیاز: ۸.۳
- طول فیلم: ۹۶ دقیقه
- ژانر: ماجراجویی، درام، کمدی، خانوادگی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: پیرمردی ۷۸ساله پس از مرگ همسرش، تصمیم میگیرد رویای کودکی آنها یعنی سفر به آبشار بهشت در آمریکای جنوبی را عملی کند؛ چون اگر حالا این کار را نکند، با انتقال به خانهی سالمندان و ازدستدادن خانهاش دیگر هیچوقت نمیتواند به آن برسد. پیرمرد هزاران بادکنک هلیومی به دودکش خانه میبندد. خانه از زمین جدا میشود و به پرواز در میآید. در آسمان پیرمرد متوجه میشود پسربچهی بامزهی گروه پیشاهنگی که مدال افتخار کمک به سالمندان را میخواست، در خانه بوده است. آنها سفر پرماجرایی را در آسمان با هم تجربه میکنند.
این انیمیشن در همان ۱۰ دقیقهی اول قلبتان را تسخیر و آن را تکهتکه میکند؛ ولی اگر تا پایان همراه آن باشید، تمام آن تکهها را با امید و عشق به هم میچسباند. ۱۰ دقیقهی اول هیچ دیالوگی ندارد و فقط موسیقی شاهکاری از مایکل جاکینو پخش میشود. این سکانس یک فیلم کوتاه مستقل میتواند باشد که زیبایی، روزمرگی، امید و ناامیدی و در نهایت سوگ ازدستدادن معشوق را به تصویر میکشد.
در انیمیشن بالا از اشکال روانشناسی برای انتقال مفاهیم روانشناسی بهشکلی نبوغآمیز استفاده شده است؛ برای نمونه طراحی چهره و بدن کارل (پیرمرد) بر پایهی مربع و خطوط صاف است که سرسختی و انعطافناپذیری او را نشان میدهد؛ در مقابل همسر او و پسربچه با خطوط منحنی طراحی شدهاند که پویایی، انرژی و نرمش آنها را نشان میدهد.
رنگها متناسب با وضعیت روحی کارل تغییر میکنند. دوران جوانی او و همسرش با رنگهای گرم و زنده نشان داده میشود. پس از مرگ الی دنیا خاکستری و بیروح میشود؛ ولی دوباره با به پرواز درآمدن بادکنکهای رنگارنگ، امید و رنگ به دنیای کارل باز میگردد.
در انیمیشن Up یکی از چالشها خلق صحنههای مربوط به آبشار بهشت بود. برای حل این مشکل، انیماتورها به به ونزوئلا رفتند تا صخرههای عمودی، گیاهان عجیب و مه غلیظ را ببینند تا بتوانند در انیمیشن پیاده کنند.
این انیمیشن سوگ و نحوهی غلبه بر آن را نشان میدهد. خانهی پرندهی کارل استعارهای از بار گذشته و اندوه اوست که با خود به دوش میکشد. جایی که کارل این بار را سبک میکند، وقتی است که برای نجات جان راسل تمام وسایل و یادگاریهای خانه را بیرون میریزد تا خانه سبک شود و اوج بگیرد. این صحنه استعارهای از رهاکردن گذشته برای نجات پیداکردن از آن و روی آوردن به زمان حال است. در پایان فیلم کارل با دفترچهی خاطرات همسرش مواجه میشود و نظرش درمورد ماجراجویی و زندگی عوض میشود.
«بالا» یکی از بهترین انیمیشن های جهان است. این فیلم الهامبخش چنان قدرتی در داستانگویی داشت که برای دومین بار پس از دیو و دلبر در سال ۱۹۹۱، نامزد جایزهی اسکار بهترین فیلم سال (نه فقط انیمیشن) شد.
۱۸. Soul
- سال اکران: ۲۰۲۰
- امتیاز: ۸.۰
- طول فیلم: ۱۰۰ دقیقه
- ژانر: درام، کمدی، فانتزی، موزیکال
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: اگر روح شما از این دنیا خارج شود، حاضرید به هر قیمتی به این دنیا برگردید؟ جو گاردنر معلم موسیقی مدرسه حاضر بود. روح او در اثر یک اتفاق از بدنش جدا میشود و به دنیای پس از مرگ میرود. او که نمیخواهد بمیرد، فرار میکند و سر از دنیای پیش از مرگ در میآورد! در این دنیا بین روحهایی که هنوز به زمین نرفتهاند، مربی روحی بهنام ۲۲ میشود که چند هزار سال است حاضر نشده به زمین برود. جو برای بازگشت به زندگی با او معامله میکند؛ ولی در اثر یک اشتباه، ۲۲ وارد بدن جو میشود و جو در قالب یک گربه به زندگی برمیگردد!
زیباییشناسی انیمیشن روح یک کلاس درس است. بین فضای بهشدت واقعگرایانهی نیویورک با نورپردازی پاییزی و بافت دقیق شهری مثل آسفالت، آجر و لباس و دنیای پیشازتولد که فضایی کاملا مینیمال، انتزاعی و رویایی دارد با رنگهای پاستلی و فرمهای نرم و سیال، تضاد جذابی وجود دارد.
مینیمالیسم دنیای پیشازتولد در شخصیتهای آن دنیا هم دیده میشود. موجودات راهنمای دنیای پیشازتولد خطوط پیوستهی نورانیای هستند که در فضای سهبعدی حرکت میکنند.
صحنههای نواختن پیانو در «روح» بسیار واقعگرایانه ساخته شدهاند. برای رسیدن به این نتیجه پیکسار از موزیسین معروف جز «جان باتیست» دعوت کرد. تمام حرکات انگشتان او روی کلیدهای پیانو، فریمبهفریم در فیلم شبیهسازی شده است.
انیمیشن روح تجربهای شبیهبه جلسهی روانکاوی رقم میزند. شخصیت جو تمام هدف زندگیاش را در اجرای جدی موسیقی میداند؛ ولی وقتی آن را تجربه میکند میگوید: «فکر میکردم حس متفاوتی داشته باشد.» این انیمیشن میخواهد به شما بگوید هدف زندگی همان جرقهای (Spark) نیست که شما را به زندگی وصل میکند.
ارواح در دنیای پیشازتولد با جرقههایی مثل تماشای افتادن برگی در پاییز، خوردن پیتزایی داغ یا قدم زدن زیر نور خورشید، اشتیاق زیستن پیدا میکنند و به دنیا میآیند.
آدمها وقتی این دو را با هم اشتباه میگیرند، زندگی در لحظه را فراموش میکنند و آنقدر آن هدف برایشان مهم میشود که از موهبت زندگی لذت نمیبرند.
«روح» برخلاف خیلی از انیمیشنهای دیزنی و پیکسار، نمیگوید بهدنبال رویایت برو و وقتی آن را یافتی، تا ابد خوشحال زندگی خواهی کرد؛ بلکه نشان میدهد که شغل رویایی تضمینکنندهی خوشبختی نیست. خوشبختی در نحوهی زندگیکردن لحظات و لذتبردن از جزئیات کوچک به دست میآید.
این انیمیشن به مفاهیم اگزیستانسیال، بحران میانسالی و معنای زندگی میپردازد که آن را فراتر از اثری کودکانه میبرد. فرقی نمیکند چند سالتان است. از دیدن این فیلم لذت میبرید و از آن درس میگیرید.
۱۹. Kiki’s Delivery Service
- سال اکران: ۱۹۸۹
- امتیاز: ۷.۸
- طول فیلم: ۱۰۳ دقیقه
- ژانر: ماجراجویی، درام، فانتزی، بلوغ
- محصول کشور: ژاپن

خلاصهی داستان: کیکی ۱۳ ساله شده و بهعنوان یک جادوگر باید خانه را ترک کند و یک سال در شهری که تابهحال نبوده، تنهایی زندگی کند. او همراه با گربهی سخنگویش «جیجی» سوار جاروی مادرش میشود و به شهری ساحلی و زیبا پرواز میکند. او که هیچ مهارتی جز جادوگری ندارد، تصمیم میگیرد از قدرت پروازش استفاده کند و سرویس تحویل کالا راه بیندازد. مشکل از آنجا شروع میشود که او این قدرت را از دست میدهد.
انیمهی «سرویس تحویل کالای کیکی» یکی از آثار ماندگار میازاکی و استودیوی جیبلی است. از آنجایی که داستان در اروپا میگذرد، میازاکی با تیمش به اروپا سفر کرد. معماری شهر کوریکو شامل برج ساعت، سنگفرش خیابانها و سقفهای شیروانی سفالی در ترکیب با تپههای سرسبزی که به آبی اقیانوس میرسند، اروپا را از چشم میازاکی نشان میدهد.
پسزمینههای انیمیشن «سرویس تحویل کالای کیکی» دستی و با آبرنگ کشیده شده است. در سراسر فیلم از تضادهای نوری خشن پرهیز شده و با استفاده پالتی از رنگهای نرم، حسی نوستالژیک و گرمای خاصی پیدا کرده است.
یکی از جنبههای زیبای این انیمه باد است. همهجا باد بهزیبایی به تصویر کشیده شده است؛ مثلا در پرواز کیکی سنگینی جارو، تلاطم باد در موها، مقاومت هوا و تلاش کیکی برای کنترل مسیر کاملا حس میشود.
قدرت جادویی پرواز کیکی که آن را کمکم از دست میدهد، استعارهای روانشناختی و درخشان از خشکشدن چشمهی خلاقیت است. کسانی که هنر و خلاقیت خود را به شغلشان تبدیل میکنند، بهمرور ممکن است حس کنند که وظیفه و اجبار، استعدادشان را از بین میبرد. دوست نقاش کیکی به او یادآوری میکند که برای دوباره داشتن قدرت جادوییاش باید استراحت کند و دوباره به یاد بیاورد چرا آن کار را از ابتدا دوست داشته است.
نکتهی دیگری که این فیلم به آن میپردازد، جدایی از کودکی و ورود به دنیای بزرگسالی است. کیکی وقتی یاد میگیرد دوباره پرواز کند، دیگر زبان گربهاش را نمیفهمد. بهگفتهی میازاکی این نمادی از بزرگشدن است؛ برای همین کیکی باید بپذیرد که به دوست خیالی دوران کودکیاش دیگر نیاز ندارد؛ پذیرشی تلخ؛ ولی واقعگرایانه.
اگر فیلمهای بدون شرور را میپسندید که خستهکننده هم نباشد، «سرویس تحویل کالای کیکی» را ببینید. در کوریکو هیچ آدم بدی وجود ندارد و تعارض اصلی شخصیت، درونی است.
۲۰. Inside Out
- سال اکران: ۲۰۱۵
- امتیاز: ۸.۱
- طول فیلم: ۹۵ دقیقه
- ژانر: انیمیشن، کمدی، درام، خانوادگی، روانشناختی
- محصول کشور: آمریکا

خلاصهی داستان: رایلی دختر نوجوان شادی است که خانوادهاش تصمیم میگیرند بهدلیل شغل پدرش به شهر دیگری نقلمکان کنند. رایلی بهخاطر این تغییر دچار بحران میشود. ۵ احساس اصلی رایلی در ذهن او در اثر این تغییر جابجا میشوند و شادی و غم همراه با هستهی خاطرات او به خارج از مرکز فرماندهی ذهن رایلی پرتاب میشوند. در غیاب آنها ترس، خشم و انزجار کنترل را به دست میگیرند که باعث غم و انزوای او میشوند. حالا شادی و غم باید راه خود را از میان حافظهی بلندمدت پیدا کنند و قبل از نابودی کامل شخصیت او، به مرکز فرماندهی برگردند.
فیلم «Inside Out» یکی از بهترین انیمیشن های مفهومی است که تابهحال ساخته شده است. سازندگان «درونِ بیرون» برای نمایش تمایز میان دنیای واقعی و دنیای درون مغز رایلی ۲ سبک بصری متفاوت را به کار بردند: دنیای واقعی کمی رنگپریده با نورهای واقعگرایانه و سایههای سنگین طراحی شد؛ در مقابل دنیای ذهنی رایلی رنگارنگ، درخشان، پر از نورهای نئونی و شکلهای هندسی نرم بود.
نکتهی بصری دیگری که دربارهی «درونِ بیرون» جلب توجه میکند، طراحی شخصیتهای احساس بود. پوست این شخصیتها از هزاران ذرهی ریز و درخشان انرژی تشکیل شده که در حال جوشش و حرکت پیوسته هستند. رندر کردن این افکت برای تکتک فریمهای فیلم تبدیل به یکی از سنگینترین پروژههای پیکسار شد. این شخصیتها در سکانسی وارد اتاقی بهنام تفکر انتزاعی میشوند. در این اتاق بهتدریج تجزیه میشوند و از فرم سهبعدی به سبک نقاشیهای پیکاسو در سبک کوبیسم، سپس دوبعدی و در نهایت یک خط تبدیل میشوند. این صحنه یکی از شاهکارهای فیلم از نظر بصری است.
این اثر مفاهیم پیچیدهی روانشناسی و نحوهی عملکرد مغز انسان را خیلی زیبا و ساده به تصویر میکشد. هریک از احساسات با یک شخصیت به تصویر میکشند و تفکر انتزاعی، هستهی خاطرات، حافظهی بلندمدت و… بهصورت نمادین نشان داده شدهاند.
یکی از آفتهای سلامت روان مثبتاندیشی افراطی است که در این فیلم به آن پرداخته شده است. شخصیت شادی که رئیس بقیهی احساسات است، شبیه به دیکتاتوری مهربان، غم را سرکوب و در دایرهای کوچک زندانی میکند. سرکوب غم و تلاش برای همیشه شاد بودن در نهایت همانطور که در فیلم نشان داده میشود، به بیحسی عاطفی و افسردگی منجر میشود.
فیلم «درون بیرون» تکامل احساسات در دوران بلوغ و خداحافظی با کودکی را هم نمایش میدهد. احساسات در آغاز فیلم هر کدام یک رنگ (نماد هر کدام از احساسات) دارند؛ مثلا زرد نماد شادی خالص است؛ ولی با بزرگشدن رایلی خاطراتش ترکیبی از رنگهای مختلف میشود که نشان میدهد خاطرات در بزرگسالی پیچیده میشوند و ممکن است همزمان که ما را به وجد میآورند، غمانگیز هم باشند.
جایی که دوست خیالی رایلی در زبالهدانی حافظهی او فداکاری میکند و محو فراموش میشود، نمادی از رهاکردن کودکی و ورود به دنیای پیچیدهی بزرگسالی است.
درست است که «درون بیرون» دربارهی احساسات کودکی در آستانهی نوجوانی است؛ ولی مفاهیم آموزندهی روانشناسی آن به درد بزرگسالان هم میخورد.
ورزش به بهترشدن حال کمک زیادی میکند. اگر در خانه هستید، از «بهترین اپلیکیشن های ورزش در خانه» استفاده و ورزش کنید.
سایر انیمیشنهای حال خوب کن
در هر کدام از دستههای بالا میتوان انیمیشن حال خوب کن بیشتری معرفی کرد؛ ولی مجال آن در این بلاگ نیست. برای همین در جدول زیر انیمشنهایی را که معرفی نکردیم، میآوریم:
| نام انیمیشن | امتیاز IMDB | ژانر | درونمایه |
| Mulan | ۷.۶ | ماجراجویی، خانوادگی، اکشن | شکستن کلیشههای جنسیتی و اثبات شجاعت و فداکاری برای خانواده و وطن |
| Moana | ۷.۶ | ماجراجویی، کمدی، موزیکال | کشف هویت واقعی و شجاعت برای دنبال کردن ندای درون فراتر از محدودیتها |
| Finding Dory | ۷.۳ | ماجراجویی، کمدی، خانوادگی | غلبه بر محدودیتهای ذهنی و فیزیکی و یافتن قدرت در پذیرش کاستیهای خود |
| Finding Nemo | ۸.۲ | ماجراجویی، کمدی، خانوادگی | غلبه بر ترسهای والدانه و اهمیت دادن استقلال به فرزندان در کنار عشق بیقیدوشرط |
| The LEGO Movie | ۷.۷ | اکشن، کمدی، ماجراجویی | هر کسی میتواند خاص باشد و خلاقیت واقعی در شکستن دستورالعملها و قواعد خشک است |
| The Incredibles | ۸.۰ | اکشن، ماجراجویی، کمدی | ایجاد تعادل بین مسئولیتهای خانوادگی و پذیرش استعدادهای منحصربهفردِ فردی تو توسط برچسبهای جامعه تعریف نمیشوی و ارزش تو به ذات و انتخابهایت بستگی دارد |
| Wreck-It Ralph | ۷.۷ | ماجراجویی، کمدی، خانوادگی | تو توسط برچسبهای جامعه تعریف نمیشوی و ارزش تو به ذات و انتخابهایت بستگی دارد |
| Luca | ۷.۴ | کمدی، فانتزی، بلوغ | شجاعت برای نشان دادن هویت واقعی و ارزش دوستیهای خالص و بیریای دوران کودکی |
| Tangled | ۷.۷ | ماجراجویی، کمدی، موزیکال | رهایی از روابط کنترلگر (سمی) و شجاعت خروج از منطقه امن برای کشف حقیقت دنیا |
| Encanto | ۷.۲ | کمدی، خانوادگی، فانتزی | ارزش انسانها به قدرتها و دستاوردهایشان نیست، بلکه به خودِ واقعی و وجودشان است |
| Turning Red | ۷.۰ | کمدی، ماجراجویی، بلوغ | پذیرش تغییرات دوران بلوغ، غلبه بر کمالگرایی و حل تروماها و فشارهای بیننسلی |
| Coco | ۸.۴ | ماجراجویی، کمدی، موزیکال | اهمیت به یاد داشتن اجداد و درک پیوند عمیق بین خانواده، هنر و خاطرات |
| Mirai | ۷.۰ | درام، فانتزی، ماجراجویی | درک پیوندهای تاریخی خانواده و یادگیری همدلی از طریق مواجهه با گذشته و آینده |
| Spirited Away | ۸.۶ | ماجراجویی، فانتزی، خانوادگی | عبور از کودکی به بزرگسالی از طریق کار سخت، کسب استقلال و حفظ هویت انسانی |
| Fantastic Mr. Fox | ۷.۹ | کمدی، ماجراجویی، جنایی | پذیرش طبیعت و ذات واقعی (حیوانی) خود در تقابل با انتظارات و محدودیتهای تمدن مدرن |
| Hoppers | نامشخص | علمی-تخیلی، کمدی، ماجراجویی | کشف و درک دنیای حیوانات و ایجاد همدلی عمیق بین انسان و طبیعت |
| Howl’s Moving Castle | ۸.۲ | فانتزی، ماجراجویی، عاشقانه | یافتن زیبایی و قدرت درون، جادوی عشق در شکستن طلسمها و نقد ویرانگریِ جنگ |
| Aladdin | ۸.۰ | ماجراجویی، کمدی، موزیکال | ارزش واقعی انسانها به ذات پاک و قلب آنهاست، نه به ثروت و جایگاه اجتماعیشان |
| GOAT | ۶.۷ | کمدی، ورزشی | تلاش برای کشف خودباوری و غلبه بر فشارِ سنگینِ «بهترین بودن» در دنیای پررقابت بسکتبال |
همه باید بهترین انیمیشن های حال خوب کن را ببینند
در این بلاگ لیستی از بهترین انیمشنهای چند سال اخیر را معرفی کردیم. ممکن است بسیاری از آنها را دیده باشید؛ ولی این انیمیشنها ارزش چند بار دیدن را دارند و مطمئن باشید با هر بار دیدن، نکات تازهای در آنها کشف میکنید.
شما کدام انیمیشن حال خوب کن را دیدهاید که پیشنهاد میکنید دیگران هم ببینند؟ در بخش کامنتها بهترین انیمیشن جدید را که میشناسید، به دیگران معرفی کنید.